غزنی

شهر باستانی غزنی از دیرباز دیار شاهان و عالمان و اکابر و عارفان  بوده به گونه ای که در جای جای آن می توان رد پای فرهنگ و تمدن کهن اسلامی را به وضوح نظاره کرد.

این شهر که سنایی غزنوی در اشعار خود آن را بهتر از بهشت برین توصیف نموده در عصر خود از مواهب زیبای طبیعی و تسنعی بهره می برده است و مرکز تمدنی بوده که کمتر جامعه ای نمونه آن را به خود دیده.هم اکنون از آن طبیعت خدادادی  و کاخ ها و باغ ها تنها چیزی که برای غزنی و غزنویان باقی مانده است جز تعدادی زیارتگاه مخروبه و ناشناس چیز دیگری نیست.برخی مردم در روزهای مختلف گرد مقبره هایی که حتی کوچکترین شناختی از آن ندارند و اصلا جلی نیست که کسی در آن آرمیده باشد جمع آمده و برای بخشوده شدن گناهان خود دست به دعا بر می دارند یا اگر در میان قوم کسی به مرضی سخت مبتلا باشد هیچ طبیبی بهتر از آن مدفن ها نخواهد بود.

دعا نویسی و نوشتن تعویض برای دور کردن اجنه و شیاطین از جسم افراد نقش سترگی را بازی مینماید و رمال ها و شیادان که طرف حسابی جز مردم ساده لوح و خوش باور ندارند بازارشان گرم است.در این شهر به علت کمبود سطح آگاهی و دانش مردم که بر اثر جنگ های خانمان سوز و در پی آن عدم دسترسی به مکتب ها و بالاخره سواد به وجود آمده، بیماری هایی مانند صرع و غش و امراض روحی-روانی را به اجنه نسبت داده و  برای شفا یافتن مریض از رمال ها کمک می گیرند.دعا نویس نیز به جای مرهم گذاشتن بر دردها، با انجام دادن کارهایی عجیب و وحشت انگیز، بدتر نمک بر زخم پاشیده و در اکثر موارد به کلی باعث هلاکت بیمار می شود.

اکثر مردمان این شهر تعصبی بیجا نسبت به تحصیل دختران خود در مکاتب دارند و گاهاً کسب علم و دانش را برای دختران بی فایده و عبث می دانند.همین عامل است که اکثر قریب به اتفاق دختران این مرز و بوم از نظر برخورد های اجتماعی در جامعه و از نظر تربیت فرزند خود در محیط خانواده دچار لغزش هایی  خواهد شد و نتیجه آن که یا به دامان گناه گرفتار می شود و یا باز پدرانی مانند پدران گذشته و با طرز تفکر قدیمی تحویل جامعه خواهد نمود .شاید تصور اینگونه باشد که محیط فعلی جامعه امن نیست و شرایط برای تحصیل قشر مؤنث فراهم نمی باشد ولی این اصل یادمان نرود که کسی شرایط را برای ما فراهم نمی کند و این خود ما هستیم که باید با صرف وقت و هزینه زمینه تحصیل دختران و پسران را در حد تحصیلات عالی میسّر نموده و گامی در جهت پیشرفت و آبادی و توسعه بر داریم.

در پایان باید عرض کنم که بنده حقیر خدای ناکرده قصد توهین و تهمت و افترا به هیچ شخصی را نداشته ام و همه همشهریان من عزیز و محترم هستند و تنها درد من مشکلات اجتماعی موجود در جامعه ماست که انشاالله با تلاش و همت مردم و مسئولین عزیزمان از جمله ریاست اطلاعات و فرهنگ و ریاست معارف و دیگر حوزه ها مثل نشریات از قبیل پیام سنایی و... در راستای فرهنگ سازی و اطلاع رسانی، تک تک این معضلات برطرف خواهد شد.

یاحق