حرف نویسنده
از زمانی که این وبلاگ را راه اندازی کردم هدفی را دنبال می کردم که شاید به طور نسبی به آن رسیدم.پیدا کردن دوستان عزیز و دوست داشتنی چون شما هدیه خداوند به من بود .درست است که من از لحاظ فیزیکی از شهر خودم یعنی غزنی دور بودم ولی یک حس عجین و غریبی نسبت به شهرم داشتم و دارم. چون مهاجر و از واقعیات شهر به دور بودم پیش از آنکه هر پیشامد و خبری را در مورد غزنی در این وبلاگ درج کنم درباره موثق بودن آن خیلی خیلی تحقیق و تفحص کردم تا نشود که روزی حتی یک خبر کذب در وبلاگ آپ نمایم. در بعضی موارد به دوستان مورد اعتماد ، اعتماد کردم و سپس خبر واصله از آن ها را درج کردم. ولی آن روزها گذشت دیگر از مهاجر بودن خسته شدم. زمانی که چشمانم را باز کردم در دنیای غربت بودم.مورد تهاجم چشم غره ها و کنایه ها و ظلم ها و بدرفتاری ها ولی آن روزها گذشت و این کابوس تا ابد در ذهن من خواهد ماند. تصمیم گرفتم بروم وطن ، بوسه ای بر خاکش بزنم و عاشقانه در آغوشش بگیرم.دیگر کلمه ها مرا یاری نمی کنند نمی دانم چه بگویم فقط می گویم پست بعدی ام را از شهر غزنی آپ می کنم منتظرم باشید.

وبلاگ غزنین شهر سلاطین به مدیریت امـیـد رحـمانی از ماه ثـور سال ۱۳۸۷ هــجـری شـمسی نــشـرات خود را در دنیای سایبری آغاز نمود.هدف اصلی از ایجاد این وبــلاگ بازگو کردن پـیـشرفت ها و کـاسـتی ها و مـشـکـلات ولایــت غــزنــی بـرای آگــاهـی مـسـئـولـیـن و عـلاقـمندان می باشد امـا در کـنار آن مطالب معلوماتی،اجتماعی،معضلات اجتماعی و فرهنگی نـیـز به نـشر می رسد.